تبليغاتX
یه نی نی تنهای تنها
می روم ستاره بچینم....
تا دختر باغبان سحر سرنرسیده است.
امان از دست اسب های زمان که با صدای تیک تیک سمهایشان
بیدارش کرده اند.
+ حک شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:35 به قلم نیوشا |


من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس،
بندبند وجودم همه در حسرت یک پرواز است.
من به پرواز نمی اندیشم....
به تو می اندیشم ،
که تو زیبا تر از اندیشه یک پروازی.....
+ حک شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 15:54 به قلم نیوشا |


تمام بلوزم را می شکافم،
که بادبادکم،
تا شهر تو برسد......
+ حک شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 18:29 به قلم نیوشا |


آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون
نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره .

" ویکتور هوگو "               

+ حک شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 15:38 به قلم نیوشا |


بگذار عشق مال کسانی باشد که سفاهت عاشق پیشگی دارند

من و تو ....

شجاعت عاقل بودن داریم

آنقدر که بدانیم٬

وقتی که عشق از در می آید ....

رنج است که با آن

خروار خروار ٬ بر سر ٬آوار می شود....

+ حک شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 13:24 به قلم نیوشا |


بي تو ميميرم ، از من رو نتاب

آه اگر ديوانگي هايم تو را آزرده كرد

اشكهايم طاقتت از دست برد

از من رو نتاب

چشمه جوشان اشكم را به جادو خشك كن

با وفا بر ناله ام سرپوش خاموشي گذار

چون خدايي بنده ساز

هستيم را ناگهان در هم بريز

از من ديوانه يك عاقل بساز

اين دل افسرده را از من بگير

با محبت ها برايم دل بساز

بي تو ميميرم ، از من رو نتاب ....

+ حک شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 15:52 به قلم نیوشا |


عشق یعنی چی ؟

+ حک شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 11:47 به قلم نیوشا |


عشق همه جا جاریست

تو نفسهایت را قدری جانانه بکش

+ حک شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 19:37 به قلم نیوشا |


تا وقتی هستی ماه من                         نگاه به ماه نمی کنم

بذار همه نگاش کنن                              من اشتباه نمی کنم

+ حک شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 0:19 به قلم نیوشا |


می خوام تو رو ببینم

                             نه یک بار

                                          نه صد بار

                                                      به تعداد نفس هام

برای دیدن تو

                 نه یک چشم

                                  نه صد چشم

                                                   همه چشم هارو میخوام              

+ حک شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 23:21 به قلم نیوشا |


بزن تار كه امشب باز دلم از دنيا گرفته                   بزن تار و بزن تار

بزن تا بخونم با تو آواز بي‌خريدار                   بزن تار و بزن تار

براي كوچه غمگينم                                  براي خونه غمگينم 

براي تو،براي من، براي هر كي مثل ما             داره مي‌خونه غمگينم

بزن تاره هميشه با منو از من قديمي تر           واسه اون كه تو كار عاشقي مي‌مونه غمگينم

به راه عاشقي مردم ،به خنجر دل سپر كردم      واسه هر‌كي كه آسون نيست

براي جاودان بودن ،واسه عاشق ديگه راهي    به‌جز دل‌كندن از جون نيست

             بزن تا بخونم همين و بتونم  

براي كوچه غمگينم                                  براي خونه غمگينم 

براي تو،براي من، براي هر كي مثل ما             داره مي‌خونه غمگينم

بزن تاره هميشه با منو از من قديمي تر           واسه اون كه تو كار عاشقي مي‌مونه غمگينم  

بزن تار كه امشب باز دلم از دنيا گرفته                   بزن تار و بزن تار

بزن تا بخونم با تو آواز بي‌خريدار                   بزن تار و بزن تار

              بزن تا و بزن تار                 بزن تار و بزن تار  

 

+ حک شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 15:1 به قلم نیوشا |


بي وفايي تا به كي از پا فتادم نازنين

بر دلم از عشق تو داغي نهادم نازنين

من كه هم چون كوه بودم در ديار عاشقان

برگ كاهم كردي دادي به بادم نازنين

+ حک شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 14:46 به قلم نیوشا |


وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد...............

+ حک شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:19 به قلم نیوشا |


وقتی کسی را عاشقانه دوست می داری، شیوه ی بیان اسمت در صدای او متفاوت است و تو می دانی که نامت در لب های او ایمن است

+ حک شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:18 به قلم نیوشا |


در هر نگهت مستی صد جام شراب است

چشمان تو می خانه این قلب خراب است

+ حک شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:26 به قلم نیوشا |


ميدوزم شادي را به غم ؛ زيادي را به كم

درخت را به ريشه ؛ گاهي را به هميشه

ستاره را به آسمان ؛ زمين را به كهكشان

كهنه را به نو و خودم را به تو

+ حک شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 14:48 به قلم نیوشا |


هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

+ حک شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 11:49 به قلم نیوشا |


 عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است .

 عشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است .

 عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است .

 عشق کنار کشيدن و جا زدن نيست بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است

+ حک شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:35 به قلم نیوشا |


عشق مثل یک تیر است که درست می خوره وسط قلب آدم نه میتونی درش بیاری نه میتونی بزاری بمونه اگه درش بیاری می میری اگه بزاری بمونه بازم می میری ، پس آخرش جون تو می گیره
+ حک شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:30 به قلم نیوشا |


 آدم وقتی عاشق شد ... حتی يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ... آدم وقتی عاشق شد ... چشمش خود به خود روی همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ...آدم وقتی عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... ! اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست ... آدم وقتی عاشق شد ... يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره ... ! اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست
+ حک شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:29 به قلم نیوشا |


سعي کن بخاطر کسي که دوستش داري غرورتو از دست بدي ولي مواظب باش بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي
+ حک شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:28 به قلم نیوشا |


گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم.
+ حک شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:46 به قلم نیوشا |


 خنجر عشق قلبم را شكافت تا قطرهاي از خونم را به عنوان سلام به تو تقديم كنم عزيزم تو را به جرم نگاهت تو را به زيباييت در زندان قلبم محكوم به حبس ابدمي كنم مگر اينكه در دادگاه عسق من اعتراف كني كه دوست داری...
+ حک شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:21 به قلم نیوشا |


زندگي 4 پيچ داره :تولد، عشق، ازدواج و مرگ، سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟
+ حک شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:19 به قلم نیوشا |


ازاو پرسيدم: چون به من نياز داري دوستم داري يا چون دوستم داري به من نياز داري؟

به او گفتم:چون دوستت دارم بي نيازترين آدم دنيام.

+ حک شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:16 به قلم نیوشا |


اگر فراموش شدي، فراموش نکني. اگر يادي از تو نشد، تو ياد کني. اگر نمي‌تواني چنين عاشقي کني، عاشق مشو. عاشقي رنج مدام است
+ حک شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:13 به قلم نیوشا |


 مهم نيست...

 مهم نيست که پيشم نبا شي

 مهم نيست که ازم جدا باشي

 مهم نيست که به يادم نباشي

 مهم نيست که دوستم نداشته با شي

 مهم نيست که مرا در ياد نداشته باشي

 مهم اينست که در قلب من جاي داري و من تا ابد عاشقانه مي پرستمت

+ حک شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:7 به قلم نیوشا |


کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند
+ حک شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:58 به قلم نیوشا |


در دل تاریک این شبهای سرد

ای امید نا امیدی های من

برق چشمان تو همچون افتاب

می درخشد بر رخ فردای من

+ حک شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 15:51 به قلم نیوشا |


برای عزیزم می نویسم.... 

ازکجاآغازکنم

بیان قصه ای را که گویای عظمت شکوه یک عشق باشد.

قصه ی عشقی شیرین که از دریا کهنسال تر است.حقیقتی ساده٫ازعشقی که او برایم به ارمغان آورد 

ازکجاآغازکنم ...

اوهمانند بارانی تابستانی که زمین رابه سطح ی درخشان مبدل میسازد٫ به دنیای خالی من راه پیدا کرد و زندگیم را درخشان ساخت

او قلب مرا لبریز می کند٫او دل مرا با احساسی خاص لبریز می کند

آنگونه که هر کجا بروم هرگز تنها نخواهم 

بودراستی....

با وجود او چه کسی می تواند تنها باشد؟

راستی...

این عشق تا چه هنگام دوام خواهد داشت؟

آیا می توان عمر عشق را بر مبنای روز و ساعت سنجید؟؟!!...

اکنون جوابی ندارم

اما همانقدر می دانم

که به او نیاز دارم

او قلب مرا لبریز می کند٫او دل مرا با احساسی خاص لبریز میکند

+ حک شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:23 به قلم نیوشا |